ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى

96

تاريخ اولجايتو ( فارسى )

شباب كه هنوز لواحق رياح دولت بر شجرهء جلال او نوزيده بر سنّت آبا و اجداد ، « إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ » 92 قبلهء اصنام مسجود و كعبهء اوثاق معبود داشت . اما چون تقدير حق او را در اول سعيد هردو جهان آفريده بود ، اسلام بر كفر و ايمان بر اوثان اختيار كرد و به معبود مطلق و مسجود به حق اقرار . و بعد از انقياد كفر و ظلام و عبادت اصنام روى به قبلهء اسلام آورد ، و به مذهب پاك حنفى اقدام نمود . طايفه‌اى از اهل عمايم و ائمه اصحاب امام اعظم ابو النّعمان رضى اللّه عنه ملازم حضرت كيوان رفعت بودند ، هريك به شغلى موسوم چنانك رسوم عادات اصحاب مذاهب باشد ، و در مذاهب و عقيدت ديگران قدح و طعن مىكردند ، و پادشاه را بر آن داشتند كه به خلاف اعتقاد و راى برادرش غازان سكّه و درم و دينار به ضرب صحابهء راشدين مسكوك و مضروب گرداند . و چون خواجه رشيد دعوى مذهب امام معظم شافعى مطلبى را رضى اللّه عنه مىكرد ، تعصب سرد ايشان را كاره و منكر بود ، چه از فراز منبر يهود را لعنت مىكردند و مراد لاعن رشيد 93 بود . و او مولانا نظام الدين عبد الملك را كه افضل و اكمل زمان بود و شافعى عهد و شرع ( ؟ ) عصر ، متبحّر و متقين ( ؟ ) ايمانى و يونانى ؟ ؟ ؟ ( ؟ ) و داماد خواجه اصيل الدين [ را ] بخواند و به خدمت پادشاه تربيت كرد تا قضاء ممالك ايران به وى تفويض كرد و به روى خصمان بركشيد ، تا منظور نظر پادشاه و مشمول انعام بارگاه شد ، و به مزيد مواهب و عوارف شاهانه و خلعت و كرامت خانانه ممتاز و مخصوص . و او به كرّات و مرّات با خصمان غالب بحثهاى مستوفى كرد و هر نوبت مدعيان را ملزم و مسكت گردانيد ، تا از تقرير بيان و فصاحت و بلاغت او پادشاه را معلوم شد كه نظام الدين افضل و اكمل ايمّهء زمان و اعلم فرقهء مسلمانانست . از حسن ايراد كلام او از مذهب حنفى به مذهب شافعى نقل كرد . نظام الدين را به روى ائمهء حنفى بركشيد و منظور نظر خودش گردانيد و به شرف يرليغ و عزّ پايزه و